على رفيعى

153

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

را از سوى وى متحمل شدند . وى در نامه‌اى به كارگزاران خود نوشت : بر شيعيان سخت بگيرند و آنان را تحت فشار قرار دهند ، به زندان افكنند ، آثارشان را محو كنند ، خونشان را بريزند و از حقوق بيت‌المال محرومشان كنند . « 1 » وى در نامه‌اى جداگانه براى والى مدينه از او خواست بنىهاشم را به بند افكند و مانع بيرون رفتن ايشان از مدينه شود . او به فرماندار كوفه دستور داد زبان و دست شاعر انقلابى اهل بيت عليهم السلام ، كميت را به جرم ستايش خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله و هجو كارگزاران خليفه در عراق ببرد و خانه‌اش را ويران كند . « 2 » صدور اين فرمانهاى مرگبار ، دست كارگزاران جيره‌خوار را در شهرهاى مختلف براى اعمال هر نوع خشونت نسبت به مخالفان باز گذاشت ؛ كارگزارانى همچون « خالد بن عبداللّه قسرى » كه متهم به كفر و بىدينى بود « 3 » و « يوسف بن عمر ثقفى » كه جانشين « حَجّاج » لقب يافته بود . « 4 » شاعرى وضعيّت اسفناك مردم عراق در دوران حكومت خالد در اين سر زمين را چنين ترسيم كرده‌است : كَاهْلِ النَّارِ حينَ دَعَوا اغيثُوا * جَميعاً بِالْحَميمِ وَ بِالصَّعيدِ « 5 » همچون دوزخيان بودند كه پاسخ كمك‌خواهى آنان ، با آب داغ و چرك‌آلود به خون داده مىشد . وليد بن عبدالملك ، دومين خليفه معاصر امام عليه السلام دست كمى از برادر خود نداشت . وى در اولين سخنرانى حكومتى خود اعلام كرد : هر كس در برابر ما گردنكشى كند ، كشته مىشود و هر كس سكوت نمايد ، دردرنج و سكوت ، او را خواهد كشت . « 6 »

--> ( 1 ) - الشيعة والحاكمون ، ص 114 . ( 2 ) - همان ، ص 115 . ( 3 ) - الاعلام ، زركلى ، ج 2 ، ص 297 . ( 4 ) - همان ، ج 8 ، ص 243 . ( 5 ) - كامل ابن اثير ، ج 5 ، ص 225 . ( 6 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 423 و كامل ، ابن اثير ، ج 4 ، ص 523 .